بیانات رهبر راجب شیوه کار در مسجد

سخنان رهبر راجب به مسجد
سخنان رهبر راجب به مسجد

سخنان رهبر راجب به مسجد

بسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحيمِ

واَنَّ المَسآجِدَلِلّهِ فلآتَدعُوا مَعَ اللهِ اَحَداً

آیه 18 – سوره مبارکه جن

قال رَسولُ الله صلي الله عليه و آله :

مَن اَحَبَّ اللهِ فَليُحِبُّني وَ مَن اَحَبَّني فَليُحِبَّ عِترَتي …..

وَ مَن اَحَبَّ عِترَتي فَليُحِبَّ القُرآنَ وَ مَن اَحَبَ القُرآنَ

فَليُحَبَّ المَساجِدَ فَاِنَّها اَبنِيَهُ اللهِ ، اُذِنَ في رَفعِهاو بارَكَ فيها.

مستدرك الوسائل جلد 2 – صفحه 355

 

سخنانی قصار از امام خمینی (ره) درباره مسجد

– مسجدها را خالي نكنيد، تكليف است امروز.

– مسجد مركز اجتماع سياسي است.

– مسجد مركز تبليغ است.

– محراب يعني مكان حرب، مكان جنگ، هم جنگ با شيطان و هم جنگ با طاغوت.

– اي ملت ! مسجد هاي خودتان را حفظ كنيد؛ اي روشنفكران ! مسجد ها را حفظ كنيد،روشنفكر غربي نباشيد؛ اي حقوقدانها ! مسجدها را حفظ كنيد.

– من امروز بايد بگويم كه تكليف است براي مسلمان ها،حفظ مساجد.

– سعي كنيد كه مساجد ما به حال مساجد صدر اسلام برگردد ، و توجه داشته باشيد كه عزلت و كناره گيري در اسلام نيست.

– اين مساجد بايد مركز تربيت صحيح باشد و مساجد _ بحمد الله_ اكثراً اين طوري است.

– بايد در ماه مبارك ، تربيت و تعليم به تمام معنا ، در همه بعدهايش ، در مساجد باشد.

– حفظ مساجد امروز جزء اموري است كه اسلام به او بسته است.

– مسجد يك سنگر اسلامي است ، و محراب محل جنگ است.

– نهضت را از راه مساجد _كه دژهاي محكم اسلامند_ زنده نگه دارند ، وبا شعارهاي اسلامي نهضت را پيش برند.

سخنانی قصار از مقام معظم رهبري درباره مسجد ، اذان ، ائمه‌ي جمعه و جماعات

اذانِ با توجه، به دلها اميد مى‏دهد.

اسلام امريكايى، چيزى به نام اسلام است كه در خدمت منافع قدرتهاى استكبارى و توجيه‏كننده‏ى اعمال آنهاست؛ بهانه‏يى براى انزواى اهل دين و نپرداختن آنان به امور مسلمين و سرنوشت ملتهاى مسلمان است؛ وسيله‏يى براى جدا كردن بخش عظيمى از احكام اجتماعى و سياسى اسلام از مجموعه‏ى دين و منحصر كردن دين به مسجد است (و مسجد نه به عنوان پايگاهى براى رتق و فتق امور مسلمين – چنان‏كه در صدر اسلام بوده است – بلكه به عنوان گوشه‏يى براى جداشدن از زندگى و جدا كردن دنيا و آخرت).

از بزرگترين كارهاى امام عزيز ما ايجاد و تأسيس نماز جمعه بود.

تا وقتى ائمه محترم جمعه و مردم قدر نماز جمعه را مى‏دانند، … بلاشك در جامعه‏ى اسلامى خوف تزلزل نيست.

تريبون نماز جمعه در حفظ قوام معنوى و حصار ايمنى جامعه داراى نقشى فوق‏العاده است.

امامت جمعه به معناى نمايندگى كل روحانيت و نظام اسلامى است.

انقلاب از خانه‏ى مذهب – يعنى مسجد و مدرسه‏ى دينى – آغاز شد و جهتگيرى مذهبى در انقلاب روزبه‏روز افزايش پيدا كرد و نقش مذهب و ارزشهاى معنوى، آن‏قدر قوى شد كه كسانى را به‏ميدان انقلاب كشاند كه معمولاً در هيچ انقلابى، اين‏گونه آدمها به ميدان نمى‏آيند.

اين‏جانب همه‏ى مردم – بخصوص جوانان – را به پُر كردن مساجد و حضور در نمازهاى جمعه و جماعت و گرم نگهداشتن مراسم عزادارى سالار شهيدان حسين‏بن‏على توصيه مى‏كنم.

بانگ اذان، دلهاى افسرده را روشن مى‏كند.

بهترين جايى كه اين گروههاى مقاومت بسيج دارند، همين مساجد است.

چندى پيش، من راجع به اذان سفارش كردم و البته گفتم كه صبحها با بلندگو در همه‏جا اذان نگويند، تا مردم از خواب بيدار نشوند. مثل اين‏كه بعضى از مؤمنين، اين قسمت دومش را بيشتر از قسمت اول گوش كردند! آنچه كه مقصود ما بود، اين بود كه در سحرها، هر جايى يك بلندگو صدا نكند؛ ولى معنايش اين نبود كه به هنگام سحر، صداى اذان در شهرى مثل تهران به گوش نرسد! نه، در جايى مثل تهران، اقلاً در چند مسجد از مساجد مهم، خوب است كه با بلندگو اذان پخش بشود؛ حتّى اذان صبح. در شهرهاى كوچك هم به فراخور وسعت آن شهر، مى‏بايست اذان صبح در چندجا پخش بشود. اما در ظهر و شب اذان بگويند؛ هم اذان بلندگو، هم جلوى مساجد، هم داخل مساجد و هم در خيابانها، تا مردم به اذان گفتن عادت كنند.

حضرات ائمه‏ى محترم جمعه و جماعات و گويندگان مذهبى نيز تا سرحد امكان بايد براى پُربار كردن و محتوا بخشيدن به اين مراسم تلاش كنند و اين كانونهاى معنويت و صفا را گرم نگهدارند.

در اين كشورهاى اسلامى كه امروز ائمه‏ى جمعه و جماعاتشان، تشكيلات به وجود مى‏آورند و مسجدها رونق پيدا مى‏كنند و كانون تحرك مى‏شوند، تا ديروز مسجدها متعلق به يك مشت پيرمرد از كار افتاده بود. امروز آن مسجدها، جاى جوانان و كانون جنبشهاست. اين را شما كرديد. اين را حركت شما و قائد عظيم‏الشأنتان – آن مرد الهى – بود كه انجام داد.

در نقاط مختلف جهان، دشمنان اسلام به مساجد – كه پايگاه حريت انسان و جايگاه رابطه‏ى او با خدا و مركزى براى كسب آگاهى از شيطنتهاى شياطين زر و زور است – با بغض و كينه‏يى عميق مى‏نگرند و تا آن‏جا كه بتوانند، با وجود و حضور و فعاليت آنها ستيزه مى‏كنند. هم‏اكنون مسجدالاقصى، قبله‏ى دوم مسلمين – كه بحمداللَّه پايگاه بيدارى و مبارزه نيز شده است – مورد جسارت صهيونيستهاى پليد قرار گرفته، و در فرانسه و هند نيز مسجد در معرض اهانت و تخريب واقع شده است.

سفارش ديگرى كه من مى‏خواهم بكنم، اين است كه همه‏ى خانواده‏ها و همه‏ى مردم – مخصوصاً جوانان – به نماز و مسجد و عبادت و جلسات قرآن اهميت بدهند. هرچه امروز اين كشور از عظمت و عزت و قدرت به دست آورده است، در سايه‏ى قرآن و اسلام و نماز و عبادت و ذكر خداست. هم بايد به درس و كار توجه شود، وهم به تدين؛ كه تدين پشتوانه‏ى همه‏ى اينهاست. با نماز و مسجد و عبادت و جلسات دينى و جلسات قرآن بايد انس پيدا كنيد.

شعاير اسلامى و مساجد و نمازهاى جمعه و عزاداريها، از جمله عواملى است كه در پيروزى انقلاب و تداوم آن، نقش تعيين‏كننده‏يى داشته است. ملتهاى مسلمان اكنون در همه جاى عالم، با بهره‏گيرى از تجربه‏ى ملت ايران، به مساجد و شعاير دينى اهتمام خاصى نشان مى‏دهند. نهضت فلسطين و بسى نهضتهاى ديگر، امروزه از مساجد و نمازهاى جمعه و جماعت، نيرو و توان مى‏گيرد. سزاوار است كه ملت عزيز ايران، نقش اين شعاير را همواره به ياد داشته باشد.

طبق بينش ما، يادگارهاى اسلامى عزيزند. مى‏شد اسلام به مردم بگويد برويد در زمين صافى بايستيد و نماز بخوانيد و عبادت كنيد؛ در صورتى كه به عمارت مسجد دستور داده است؛ «انّما يعمر مساجد اللَّه». آباد كردن مسجد ملاك است و تجسم و تجسد خارجى اين كار مورد نظر اسلام مى‏باشد؛ چون تأثير بسزايى دارد. در مورد شخصيتها هم همين‏طور است.

مساجد به شكل شايسته غبارروبى شود و خدمت به مسجد، كارى مردمى و همگانى شمرده شود.

مسجدها در وقت نماز، سرشار و مالامالِ از انسانهاى ذاكر و ساجد و راكع باشد.

مسجد دربيانات وكلام

مقام معظّم رهبري

اشاره:

تاكنون رويه مجله در اين بخش، درج كامل يكي از مهمترين سخنان مقام معظم رهبري در هفته هاي پيش از انتشار مجله بوده است. اما در اين شماره به مناسبت «هفته جهاني مسجد» برآن شديم تا گزيده اي از سخنان ايشان درباره مسجد را به محضر خوانندگان گرامي تقديم داريم. آنچه پيش رو داريد، حاصل اين تلاش است.

اهميت مسجد در مناطق خاص:

كار اداره مسجد در همه جا مهم است، اما بدون شك در نقاط خاص، اين شغل اهميت مضاعفي پيدا مي كند، كه تهران و تا حدودي،‌ حومه تهران از اين قبيل است. لذاست كه نفس مسئوليت امامت جماعت در مساجد، مسئوليت مهمي است. (4/8/73)

مسجد بهترين مكان براي حفظ دين مردم:

ما بايد نگران دين مردم باشيم. بهترين جا براي حفظ دين مردم، همين مساجد است. من به شما عرض كنم كه: آقايان! بعد از انقلاب، مساجد در چشم صاحبان مساجد – متاسفانه – ارزششان را از دست دادند. تا كسي در جايي يك اشتغال مختصر پيدا كرد، فورا مسجدش تعطيل شد. اول ظهر و عصر را تعطيل كرد، بعد مغرب و عشا را تعطيل كرد، نماز صبح هم كه اصلا نبود ‎‎‎ ‏ ‎ ؛ اينها اشكال است. بايد تلاش كنيد بدون تعطيل – هر سه وقت – در مساجد تهران نماز خوانده بشود: هم صبح برويد نماز؛ هم ظهر و عصر را بخوانيد؛ هم مغرب و عشا را بخوانيد. نفرماييد مامومين نمي آيند. به تجربه ثابت شده است كه اگر ائمه جماعت حاضر باشند، مامومين مي آيند؛ مردم نماز جماعت مي خواهند. وقتي امام جماعت نرفت يا وقتي دير و نامنظم رفت؛ اذان مغرب را دادند و نيم ساعت هم گذشته، وقت فضيلت تمام شده، تازه آقا نفس نفس زنان سر مي رسد، اين نماز جماعت نشدكه! وقت نماز ظهر مي گذرد؛ دكانش را بسته و آمده آنجا نشسته است؛ منتظر است كه آقا تشريف بياورد، آقا نمي آيد؛ بعد معلوم مي شود كه مثلا آقا امروز كار داشته است. اين كه نمي شود؛ اين نماز جماعت نشد . امام جماعت بايد اول وقت در محراب اقامه جماعت بكند بايد قبل از وقت آنجا نشسته باشد. بعد از اقامه نماز رويش را به مردم بكند و همچناني كه مستحب است، با مردم حرفي بزند؛ امكاني بدهد تا آنها از او سئوال كنند. وقتي ما خودمان را در مسجد به مردم نشان ندهيم، بعد از شش ماه كه يك شب فرصتي پيدا كرديم، همه مي ريزند سرمان؛ ولي وقتي هر شب باشيم، اين طور نمي شود. هر شب به چند نفر از مردم مي رسيم؛ سئوالي مي كنند، مسئله اي دارند، مي خواهند وجوهاتي بدهند، شكايتي از كسي دارند. مسجد مهم است. همچنان كه امام فرمودند، واقعا مسجد سنگر است و اين سنگر را بايد صاحب سنگر حفظ كند؛ ديگران هم به او جذب مي شوند. (4/8/73)

حفظ اميد مهمترين وظيفة امامان جماعت:

اين گردهمايي ها همه را تشويق بكند براي اينكه مساجد آباد بشود. حضور در مساجد هميشگي بشود؛ ائمه جماعات به محتواي حرفها و مسائلي كه مي گويند، موعظه اي كه مي كنند و حديثي كه مي خوانند، بيفزايند و مهمتر از همه، بايد مردم را به دين و به نظام ديني و به آينده دين اميدوار نگه داريد؛ اين وظيفه همه است. اميدوار نگه داشتن مردم در همه احوال، تكليف بزرگي است كه بر دوش همه است. (4/8/73)

بانگ اذان دلهاي افسرده را زنده مي كند:

همه آحاد جامعه بايد سعي كنند كه صورت جامعه را يك صورت اسلامي قرار بدهند. من همين جا، خلا اذان در جامعه مان را يادآور بشوم. در اين تهران، صداي اذان به گوش انسان نمي رسد. چرا؟ اذان، يك شعار اسلامي است. ما با اينكه پشت بلندگو، تا دير وقتي از شب، شعر يا قرآن يا نوحـه بخواننـد و مزاحم همسايه ها بشوند، مخالفيم. با چنين چيزي، مقابله هم مي كنيم. اما با اينكه صداي اذان، اول ظهر و مغرب و صبح، بخصوص از حنجره ها خارج بشود، صددرصد موافقيم.

اذان، چيز خيلي خوبي است؛ «حتي علي الصلوه» ، «حي علي الفلاح» ، «الله اكبر» . چرا در جامعه اذان نيست؟ اذان با توجه، به دلها اميد مي دهد. بانگ اذان،‌ دلهاي افسرده را روشن مي كند البته در سحرها، براي اذان صبح، از بلندگو استفاده نكنند با حنجره اشكالي ندارد. هر چند وقت بيداري است اما ممكن است اسباب زحمت بشود. همه ظواهر جامعه، اينطور باشد. مسجدها در وقت نماز، سرشار و مالامال از انسانهاي ذاكر و ساجد و راكع باشد.

چشمها ، ظواهر را مي بينند و پشت چشمها ، دلها قرار دارند خيال نكنيد چشمها ، شيشه اي هستند كه در اينجا گذاشته اند . نخير، پشت چشم، دل و جان و ذهن انساني است. اين چشمها و نيز دلهايي كه پشت آنهاست، بايد از نشانه هاي اسلام پر بشوند . 2/3/69

طنين صداي اذان در كوچه هاي شهر:

در جايي مثل تهران، اقلاً در چند مسجد از مساجد هم خوب است كه با بلندگو اذان پخش بشود؛ حتي اذان صبح در شهرهاي كوچك هم به فراخور وسعت آن شهر، مي بايست اذان صبح در چند جا پخش بشود. اما در ظهر و شب اذان بگويند؛ هم اذان بلندگو، هم جلوي مساجد، هم داخل مساجد و هم در خيابانها، تا مردم به اذان گفتن عادت كنند.

مسجد بهترين پايگاه بسيج:

مساجد را رها نكنيد. اين نيروي مقاومت بسيج بهترين جايي كه دارد اين گروههاي مقاومت، همين مساجد است. منتها مساجد را مسجد نگهداريد. با امام جماعت مسجد، با عبادت كنندگان مسجد، با مومنيني كه در مسجدند، برادرانه و صميمي باشيد كه بحمدالله هستيد و آن را حفظ كنيد و بيشتر كنيد. اول وقت نماز را به جماعت پشت سر پيشنماز هر مسجدي كه هستيد بخوانيد. در مراسم ديني مسجد، تبليغات آنجا شركت بكنيد. و در دعا و قرآن و مراسم مذهبي شركت بكنيد، شما و امام جماعت آن مسجد هر كس كه هست، مشتركاً مسجد را حفظ كنيد. جاذبه درست كنيد براي مسجد تا بچه هاي محل، جوانهاي محل، زن و مرد محل، مجذوب اين مسجد بشوند كه شما در آنجا هستيد و بيايند. اين مسجد بسيار چيز مهمي است و پايگاه مهمي است. (27/8/71)

كانونهاي فرهنگي و هنري مساجد:

كار فعال كردن كانونهاي فرهنگي مساجد كار خوبي است، متنها مساجد – شما مي دانيد – يك رئيس طبيعي دارد و آن امام جماعت است. اگر شما جوري عمل كنيد كه آن امام جماعت، يا تصور كند كه داريد شما جاي او را تنگ مي كنيد، يا واقعا جاي او را تنگ كنيد، يك معارضه اي در بطن اين كار وجود دارد،‌ حواستان باشد! و حالا اگر يك وقتي امر دائر شد بين كانون فرهنگي و امام جماعت، ما امام جماعت را مقدم مي دانيم؛ اين را به شما بگويم. غرض، حواستان باشد كه نگوييد اين جا آخوند گرايي شد و گروه گرايي شد. چون قوام مسجد به آن آقاي پيشنمازي است كه آنجاست. حالا ممكن است ميانشان يك آدمي باشد كه خيلي فعال هم نباشد، چه نباشد، اما طبيعت كار اين است. خيلي خب،‌ حالا اگر شما جوري عمل كنيد كه آن آقا با شما همكاري كند وتشويق بشود به همكاري، اين ديگر «نورٌ علي نور» است. غرض، حواستان باشد؛ به اين نكته توجه كنيد. اين را من خواستم براي اين كه شما « عن بصيره» حركت كنيد. (31/2/75)

صندوق عمران مساجد:

آن پيشنهاد مربوط به صندوق عمران مسجد هم بسيار پيشنهاد نو و جالبي است، من موافقم اين كار انجام بگيرد. و عقيده ام اين است كه اگر شما اين كار را شروع كنيد، يكي از وظايف بنياد مستضعفان اين خواهد بود كه به شما كمك بكند. يكي از خرجهاي لازم، همين خرج است. يك جاهايي مسجد نداريم، يك جاهايي مسجد ويرانه داريم. مسجدهايي داريم كه به آن رسيدگي نمي شود. البته توجه بكنيد اولا در اين صرف و خرج يك تشكيلات اداري به وجود نيايد، مسجد يك رئيس طبيعي دارد، يك مدير طبيعي دارد؛ و او امام مسجد است، از او استفاده كنيد، از هيئت امناهايي كه در مساجد هستند استفاده كنيد، يك تشكيلات جديدي درست نشود، فقط يك مركز پشتيباني به وجود بيايد و لاغير.

ديگر اينكه مساجد و حسينيه ها بايد به پول مردم ساخته بشوند، اين فراموش نشود. سنت صحيح رايج بين شيعه، كه عبارت بوده است از اين كه مردم مسجد بسازند، حسينيه بسازند. اين سنت، بسيار سنت با بركتي است. جوري نباشد كه اگر شما يك صندوقي درست كرديد يك جا، مردم بگويند خب، حالا كه ديگر پول هست. الحمدالله – دولت دارد مي دهد، ما ديگر چرا بدهيم؟ اين نبايد بشود. تبليغات و جار و جنجال و فلان و فلان اصلا نبايد باشد. بلكه بتوانيد پولهاي مردم را هدايت كنيد به اين صندوق در درجه اول و آن: «انما يعمر مساجدالله من آمن بالله» فوت نشود. اين آيه قرآن، مايه تشويق مردم بوده است در طول سنين متماديه،‌به ساختن مساجد، به تعمير مساجد، به آباد سازي مساجد، به فرش مساجد. رو زيلوها مي نوشتند؛ اين را ما وقف كرديم. اينها دلبستگي مردم را به مسجد تامين مي كند. اينها از بين نرود كه اين كار يك ظرافتي لازم دارد. البته صندوق اگر نباشد، خب، همين وضع فعلي است. يك جاهايي اصلا مسجد نداريم. محلاتي گزارش هست كه مسجد اصلا نيست! در خود تهران؛ يا بعضي روستاها، شهرها، مسجد ندارند يا كم دارند يا مسجد خراب است و از اين قبلي. (28/3/75)

لزوم حفظ مساجد در طرح جامع شهرها:

نقشه جامع را دو جور آدم، ممكن است بكشد؛ يك جور آدمي كه معتقد است مسجد را بايد حفظ كرد، يك جور آدمي كه مي گويد نه آقا، مسجد با مثلا زمين باير چه فرقي دارد. دو جور آدم نقشه مي ريزد. در يكي از شهرها بنده رفتم ديدم يك خيابان كشيده اند، كه آن خيابان را ممكن بود مثلا بيست متر آن طرف تر بكشند، چهار تا مسجد سلامت بماند. كما اين كه يك بناي قديمي و تاريخي را كه مي خواستند سالم نگه دارند، توانسته اند سالم نگه دارند؛ اما مسجد را اصلا اهميت نمي دادند، ما با اينها اوقات تلخي كرديم. ما عرضمان اين است كه مصلحت اگر باشد اشكالي ندارد؛‌مصلحت يك جماعتي، مصلحت مردم باشد، مي شود مسجد را خراب كرد، اگر چنانچه واقعا مصلحت باشد. اما اين مصلحت چه جوري تشخيص داده بشود؟ الان هر جا كه گير مي كنند – براي اين كه چهارتا خانه را خراب كنند بايد يك پولي بدهند، مسجد را كه خراب كنند پول نبايد بدهند. مسجد را مي اندازند در مسير – مساجد را در مسير مي اندازند. نه، اين مصلحت نيست، بايد با اين واقعا مقابله بشود،‌ ايستادگي بشود. (18/4/75)

مسجد منشا نهضتهاي بزرگ:

مسجد نه فقط در زمان ما و نه فقط در كشورو عزيز اسلامي ما بلكه در نقاط مختلف عالم و در طول تاريخ، منشا آثار بزرگ و نهضتهاي بزرگ و حركات اسلامي بزرگي شده است. مثلا در همين كشورهاي آفريقا – كشورهاي شمال آفريقا كه مسلمان هستند، مثل كشور الجزاير و ديگر كشورهايي كه سالها در زير سلطه نظامي استعمار فرانسويها بودند. قيام اين مردم از مساجد شروع شد، كه به پيروزي هم رسيد و كشورها استقلال پيدا كردند. آن روزي هم انقلاب در اين كشورها رو به شكست رفت و استقلال خودشان را دوباره ملتها از دست دادند كه رابطه خودشان را با مساجد و با دين و ايمان مساجد قطع كردند. در صدر اسلام هم در زمان نبي مكرم اسلام (صلي الله عليه و آله وسلم) و همچنين در زمان حكومت با بركت اميرالمومنين (عليه الصلاه والسلام) مسجد، مركز همه تصميمگيريهاي مهم و كارهاي بزرگ بود. نمي خواهيم حالا از لحاظ وضع زمان، تشبيه كنيم. مسجد امروز را به مسجد كوفه زمان اميرالمومنين كه اقتضائات هر زماني متفاوت است. ولي مسجد ( به طور كلي به عنوان يك پايگاه، دين، پايگاه عبوديت، پايگاه معرفت، مي تواند براي جوامع اسلامي منشاء و سرآغاز حركات بزرگ و بركات ماندگار باشد).

اقبال مردم به مساجد از عوامل پيروزي انقلاب:

علت اين كه اين انقلاب مبارك در ايران اسلامي پيروز شد، يكي از علل اين پيروزي و سهولت اين پيروزي لااقل، اين بود كه مردم به مساجد اقبال پيدا كردند، جوانها مساجد را پر كردند، علماي اعلام مساجد را به عنوان يك مركزي براي تعليم، براي تربيت، براي روشنگري افكارو اذهان مورد استفاده قرار دادند؛ و مسجد شد مركزي براي حركت، براي آگاهي، براي نهضت، براي افشاي اسرار زمامداران فاسد و خود فروخته رژيم طاغوت، در دوره مشروطيت هم همين جور بوده است، در دوره ملي شدن صنعت نفت هم تا حدودي همين جور بود، در زمان انقلاب هم كه اين به حد اعلي رسيد. (19/10/75)

مسجد نقطه اتصال زمين و آسمان:

مساجد را بايد ملت ايران مغتنم بشمارند؛ پايگاه معرفت و روشن بيني و روشنگري و استقامت ملي به حساب بياورند. خطاست اگر كسي خيال كند در مسجد، فقط چند ركعت نماز مي خوانند و بيرون مي ايند، اين چه تاثيري دارد، اين جور نيست. اولا همان چند ركعت نماز هم اگر با چشم بصيرت نگاه شود، خود نماز كه «خيرالعمل» است، فلاح است، به زبان مشرع مقدس نماز و اذان، خود همان نماز هم، مايه ي بركات زيادي مي شود. نماز يك ملت را به قيام لله وادار مي كند. نماز انسانها را از فساد دور مي كند، به خلوص و فداكاري نزديك مي كند. علاوه بر اين در مسجد انواع عبادات هست، از جمله ي عبادت، تفكر است كه « تفكر ساعه خير من عباده سنه » يا در بعضي از روايت « من عباده اربعين سنه» يا « سبعين سنه » اين فكر را ، افراد مسجد برو، به وسيله شنيدن سخنان عالم، عالم دين ، فقيه به دست مي آورند. بنابراين هم مدرسه است ، هم دانشگاه است، هم مركز تفكر و تامل است، هم مركز تصفيه روح است، هم مركز خلوص است، هم مركز اتصال بنده به خداست. ارتباط زمين و آسمان است. جايي است كه انسان خود را به منبع لايزال فيض و قدرت وصل مي كند. به خدا انسان خود را در مسجد متصل مي كند.

بنابراين قدر مساجد را بايد دانست. در مساجد حضور بايد پيدا كرد. بحمدالله در اين سالهاي اخير به بركت انقلاب اين معنا زياد شده است و كيفيت پيدا كرده است. امسال در ايام اعتكاف در بسياري از مساجد در سراسر كشور، جوانهاي ما، زنها، مردها، از قشرهاي مختلف، از سنين مختلف، رفتند در مسجد ماندند، سه روز روزه گرفتند، سه روز با خدا مانوس شدند؛ بعد هم با گريه و اشك و آه مسجد را وداع گفتند و بيرون آمدند تا براي سال آينده آماده بشوند. اين ، علامت خوبي است عزيزان من براي يك جامعه كه «الذين ان مكناهم في الارض اقاموا الصلوه» اين، علامت يك حكومت الهي است. علامت يك حركت صحيح و داراي جهت گيري صحيح است. اين را جدي بگيريد، تقويت كنيد.

بحمدالله مساله تنظيف مساجد و تطهير مساجد و پاك سازي مساجد و غبارروبي مساجد، اين كارهايي كه اين روزها دارد انجام مي گيرد، عطرافشاني به مساجد، همه اينها كارهاي خوبي است كه بحمدالله دارد انجام هم مي گيرد و خوب است كه انجام بدهيد. (19/10/75)

راز جذب جوانان به مسجد:

برويد سراغ مخاطبتان، زبان ويژه او را پيدا كنيد و اگر ديديد سخت است، يك راه ميان برداريم و آن زبان خوش است. زبان خوش. خيلي جاي دوري نرويم. مسجد بنده، هميشه مملو از جوانها بود. آنهايي كه سنشان كفاف بدهد، مي دانند. هيچ وقت مسجدي كه بنده نماز مي خواندم، بعد از نماز مغرب و بين نماز مغرب و عشا، توي مسجد جا نبود. هميشه بيرون مسجد جمعيت بود، صدي هشتاد هم، جوان براي خاطر اين كه با جوان تماس مي گرفتم. آن روزها ، سالها، آنوقتها مد شده بود پوستينهاي وارونه، جوانهاي خيلي آلامد، مي پوشيدند . يك جواني از اين پوستين وارونه يي ها، آمده بود صف اول نماز، پشت سجاده نشسته بود. يك حاجي محترم بازاري هم كه خيلي مرد فهميده اي بود – خيلي خوشم مي آمد كه او مي آيد صف اول مي نشيند – آن هم نشسته بود. ديدم او رويش را كرد به گوش جوان، يك چيزي گفت، اين جوان مضطرب شد. گفتم چي گفتي؟ جوان گفت: هيچ چيز او هم گفت هيچ چيز. گفتم:‌نه، چي گفتي؟ فهميدم كه آين آقا به او گفته كه شما مناسب نيست با اين لباس صف اول بنشينيد. گفتم نه آقا، نه ، نه. اتفاقا شما مناسب است همين جا بنشينيد، تكان نخور از اين جا، گفتم حاجي چرا مي گويي جوان برود عقب؟ بنشين همين جا. بگذار بدانند كه جوان پوستينه وارونه هم مي تواند بيايد نماز جماعت بخواند و به ما اقتدا كند. اگر پول نداريم، اگر امكانات هنري نداريم، اگر فعلا ترجمه قرآن به زبان سعدي زمانه نداريم، اخلاق كه مي توانيم داشته باشيم برادرها! «المومن بشره في وجهه و حزنه في قلبه» آن، آني را كه بايد ابراز كنيد، با اخلاق، برويد سراغ اين جوانها، بريد سراغ دلهاي اينها، روحهاي اينها، وراي قالبهاي اينها. آن وقت تبليغ انجام خواهد شد. (26/3/76)

نوآوري در مديريت و معماري مسجد:

نكته اساسي اين كار شما اين است كه شما ابتكار به خرج داديد يعني تلاش گوناگون اجتماعي و علمي و تحقيقي و هنري و همه را گذاشتيد روي موضوع مسجد. چيز جديدي است اين. نكته دوم اين است كه در موضوعاتي هم كه مطرح كرديد براي دنبالگيري و تحقيق كردن در آنها هم ابتكارهايي مشاهده مي شود. اما من مي خواهم روي دو مسئله تكيه كنم. اول، مديريت مسجد. خب يك مديريتي است واقعا ، امامت جماعت، پيشنمازي يك مديريت است. ما اين را همين طور به صورت خودرو خود ما روحانيون و طلبه ها از اول اين كار را انجام داديم؛ هر كس هم يك جور طبق مذاق خودش، مزاج خودش. مرحوم پدر ما، مسجد وارد مي شدند، سالهاي سال ايشان امام جماعت بودند. نه يك كلمه ايشان به كسي حرف مي زد. فقط جواب سلام . نه به كسي ايشان نگاه مي كرد حتي همين طور آرام وارد مي شدند مي رفتند توي سجاده، نماز مي خواندند مي آمدند بيرون. كه من خودم كه ايشان را ديدم و مي ديدم وضع ايشان را، ملاحظه رفتار ايشان موجب شد كه بنده وقتي كه خودم پيشنماز شدم، اولين كاري كه كردم اين بود كه وقتي وارد مسجد شدم ، روي سجاده. پشت به قبله نشستم، جلوي مردم. مردم تعجب كردند كه اين آقاي پيشنماز چه كار دارد! چرا از اين طرفي نشسته؟! يعني رو به مردم كردم. كاري هم نداشتيم. نشستم، منتظر كسي اگر حرفي مي خواهد بزند، بزند. نمازم هم كه خواندم همان اولين نماز، يا دومين نماز، بلند شدم ايستادم، رو به مردم كردم، و صحبت كردم. يعني سلايق 180 درجه تفاوت مي كرد خب اين واقعا يك مديريت است. چه عيب دارد اين فكر بشود رويش، تدوين بشود، آموزش داده بشود، اين بسيار فكر نوي است.

دوم مسئله معماري مساجد است. الان، اتاقكي درست مي كنند اسمش را مي گذارند مسجد. عيبي ندارد، شرعاً هيچ اشكالي ندارد. اما خب چه قدر خوب است كه اين معماري مسجد همچناني كه در گذشته تاريخ ما وجود داشته، يك معماري شاخصي باشد كه در آن نيازها ملاحظه بشود. غرض اين است كه شما ابتكار به خرج بدهيد و دنبال كنيد همين كار را. بسيار صحيح است و همين طور هر چه هم مي توانيد دامنه كار را گسترش بدهيد و پيش برويد. (16/6/76)

علم و تقوا لازمه امامت جماعت:

براي امام جماعت مسجد، حداقل چيزي كه لازم است، علم و تقواست ديگر. از اين دو تا نبايستي صرف نظر كرد. حالا چيزهاي ديگر هم لازم است، كسي ممكن است جهات ديگر هم داشته باشد خيلي خوب است اما در مورد علم و تقوا شما سخت گيري كنيد؛ بايستي آن كسي كه آنجا مي ايستد نماز،‌عالم باشد و عادل باشد؛ اين دو تا ديگر غير قابل اغماض است. حالا بقيه خصوصيات را هم داشت،‌ آدم سخنوري بود، آدم عاقلي بود، چه بهتر. البته، در مقام ترجيح طبعاً مقدم است؛ اما اگر جهات ديگر را ندارد، از علم و تقوا كه ديگر نمي شود صرف نظر كرد معمم بودن امام و روحاني بودن امام براي اين است كه تقدم علم و رجوع مردم به عالم معلوم بشود؛ والّا اگر اين جور نباشد چرا آنها مي ايستند، ديگري بايستد. (16/9/77)

تربيت عالم مسجد مهمتر از ساخت مسجد:

اگر چنانچه مسجد، در يك نقطه اي از نقاط نباشد و هيچ راه ديگري هم وجود نداشته باشد، آن جا را استثنائا ما اجازه مي دهيم از سهم امام مسجد بسازند؛ اما آن جايي كه مسجد هست، مي خواهند حالا توسعه بدهند، يكي ديگر مي خواهند بسازند يا احتمال اين كه از طرق تبرع و زكوات بتوانند بسازند هست، اين جا را بنده شبهه مي كنم. براي خاطر اين كه من از مسجد واجبتر، عالم مسجد را مي دانم. ما الان وجوهاتمان براي اداره عالم مسجد كم مي آيد، شما الان ملاحظه كنيد وضع طلبه ها را ببينيد چه جوري است؟ شما خودتان برويد قم يك سري بزنيد، ببينيد چه جوري است، با چقدر زندگي مي كنند. توي اين شرايط اين را كه پول سهم امام صرف ساختن مسجد شود، واقعاً من جرات نمي كنم. (16/9/77)

احياي مسجد قائم به پيشنماز است:

هر چه خدمت به مساجد و عمران مساجد بكنيد، معلوم است كه انشاءالله ثوابش پيش خداي متعال، چه قدر زياد است: «انما يعمر مساجد الله من امن بالله واليوم الاخر».

البته دوستاني كه اشتغالهاي اداري و كاري و اينها دارند، خيلي به مسجد اهميت نمي دهند، اشكال اين است. نايب نمي شود، فايده ندارد؛ بايد خود پيش نماز به مسجد برود، والا اسم مسجد به نام يكي باشد و يكي ديگر برود ، مثل همه كارهاي ديگري است كه يك رئيس بيكار و يك نايب فعال دارد. اول انقلاب مي خواستيم مشكل را آن جوري حل كنيم، فايده نداشت. نه آن رئيس مي توانست كاري بكند، نه آن نايب، قدرت و جرات و مسئوليت انجام كارهاي حسابي را داشت؛ لذا كارها غالبا مي ماند. اين تجربه موفقي نيست. خود من پيشنمازي كرده ام، مي دانم كه مسجد و پيشنمازي، يعني چه . مسجد، قائم به پيشنماز است. خادم، تاثير خيلي كمي دارد؛ يعني در مقايسه با پيشنماز، واقعاً تاثيرش ده بر يك هم نيست. البته تاثيراتي دارد، اما ملكه ي زنبور عسل مسجد، پيشنماز است. پيشنماز كه آن جا بود و جاذبه داشت، همه هستند. پيشنماز، هر چه و هر كس هم باشد، وقتي اعتنايي به مسجد نداشت، تاثير كمي خواهد داشت؛ مثل آقايان فعلي ما، روحانيون انقلابي و جوان فاضل، عيب كارشان اين است كه به مسجد، اعتنايي ندارند. ظهر مي شود، مشغل كارند، يا جلسه دارند، مسجد هم دارند؛ اين نمي شود. اين جا،‌سنت پيشنمازي در ايران كجا.

معروف بود مي گفتند كه هر وقت پيشنماز نيامد، تابوت را درب خانه اش ببريد؛ واقعا اين جوري بود.

پدر من چهل، پنجاه سال – تا وقتي كه از كار افتاد – پيشنماز بود، مگر ممكن بود ايشان يك روز به مسجد نرود. ما در دوره بچگي و نوجواني و آن وقتهايي كه پدرمان براي نماز مي رفت، اصلا برايمان معهود نبود كه ممكن است نرود؛ يعني اصلا چنين چيزي مثل محالات بود، مثل اين بود كه يك روز آفتاب در نيايد. مگر پيشنمازي اين جور مي شود؟ حالا برف است، حالا جلسه است، حالا مهماني است. خوب، همه چيز به جاي خود محفوظ ، وقتي كه وقت نماز مي شد، وقت مناسب نماز، اگر جلسه، يا مهماني، يا مريض هم داشتند، هر چه بود، پا مي شدند مي آمدند پيشنمازي اين است.

اگر شما بتوانيد، اين روحيه را در آقايان ايجاد بكنيد. من هم دائما به اين آقايان گفته ام كه بايد پيشنماز برسد و در پست خودش باشد. من خودم در مشهد، پيشنماز بودم؛ نه از آن پيشنمازهاي مسن و پير بودم، نه آن چناني بودم، اما همين حالت در بنده هم بود. مدتي كه من را از نماز جماعت ممنوع كرده بودند، فقط شبهاي شنبه در مسجد امام حسن (ع) نماز مي خواندم – مسجد كرامت را بسته بودند. يك سفر به مازندران – ساري – رفته بوديم – برنامه را جوري تنظيم كردم كه صبح جمعه در تهران باشم. براي شب شنبه. روز قبلش در ساري بوديم، اين جوانها من را شناختند، دور و برم آمدند و به زور ما را داخل شبستاني از شبستانهاي مسجد جامع ساري، براي نماز جماعت بردند. نماز خواندم و برايشان صحبت كردم. اصرار كردند كه بايد شما دو سه روز بمانيد؛ گفتم نه، التماس كردند – از آن التماسهايي كه هر روحاني را ميخكوب مي كند – گفتم نه، چون شب شنبه، نماز دارم و بايد بروم، يك سخنراني براي جوانها مي كنم. هر كاري كردند، گفتم نمي شود. آنها گفتند: اي كاش پيشنماز ما هم مثل شما بود ايشان مرتب به تهران مي روند و خيلي اهميت نمي دهند. پيشنماز، اين است؛ اگر وادارشان كنيد، خوب است.

دوم اين كه هر كس از اين آدمهاي با صلاحيت را كه ما گفتيم – مثلا از قم – بيايند، فورا گفتند كه بايد براي آقايان، خانه بگيريم. پيشنماز، شرط پيشنمازيش در يك مسجد ، اين است كه برايش يك خانه بگيرند. بالاخره در يك شهر، آدم مي خواهد زندگي كند. هر چه بتوانيد در مورد مساجد كار بكنيد، خيلي خوب است . مسجد، كانون دين است، الان هم همين است. هيچ چيزي جاي مسجد را پر نمي كند؛ يعني سلولي است كه آدم به تنهايي نگاه مي كند، ولي همين مجموعه مساجد است كه فضا را فضاي ديني نگه مي دارد و معارف را از نسلي به نسلي منتقل و با دين، آشنا مي كند. (19/10/77)



اشتراک در خبرنامه

دریافت جدیدترین اخبار و مطالب

IMG_20171008_144413
  • IMG_20171008_144413
  • 1839383
  • سخنان رهبر راجب به مسجد
IMG_20171008_144413

موشک خرمشهر

16 مهر 1396 نظرات : 0
1839383

آسیب های فضای مجازی

16 مهر 1396 نظرات : 0
1839383

آسیب های فضای مجازی

16 مهر 1396 نظرات : 0
IMG_20171008_144413

موشک خرمشهر

16 مهر 1396 نظرات : 0

IMG_20171008_144413
نویسنده : نظرات : 0

موشک خرمشهر

1839383
نویسنده : نظرات : 0

آسیب های فضای مجازی